محمد مهدى ملايرى

42

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

حكومت و قدرت اعراب و مبالغه در آن تا حدى كه اگر خلاف آن در مسير تاريخى مشاهده شود امرى عجيب به نظر آيد خلاف واقع است . زبان عربى اسلامى و همچنين تلاش و كوشش اهل علم و قلم ايران در تحكيم مبانى و تقويت علمى و ادبى آن در اين محدوده نمىگنجد ، بستر طبيعى اين زبان در اين دوران اسلام و براى ايرانيان گرايش اسلامى ايشان است و در اين بستر تاريخى است كه همهء رويدادهاى تاريخى آن طبيعى و معقول به نظر مىرسد . اين امر را مىتوان از همان آغاز كار كه خلافت اسلامى از تعصبات شديد قومى رها گرديد و جنبهء اسلامى به خود گرفت در همهء مظاهر علمى و فرهنگى اين زبان به وضوح ديد . نفوذ وزيران و دبيران ايرانى در دربار خلافت شايد بىمورد نباشد كه براى روشن شدن مطلب به اين نكته هم توجه شود كه هرچند مركز خلافت كانون نشر و پيشرفت زبان و ادبيات عربى بوده ولى در همان كانون هم غالبا اثر وزيران و دبيران و ساير بزرگان دربار خلافت كه غالبا ايرانى و به قول قلقشندى فارسىزبان بوده‌اند در تشويق عالمان و اديبان و شاعران خيلى كمتر از خلفا نبوده و حتى در برخى دوره‌ها سهم ايشان در تشويق علما و دانشمندان و شاعران عربىزبان از خلفاى معاصر خود نيز بيشتر بوده است . در نخستين دورهء عصر عباسى كه آن را دورهء نفوذ فارسى شمرده‌اند « 1 » خاندانهاى بسيارى را در دربار خلافت مىيابيم كه گذشته از اين‌كه خود در زبان و ادبيات عربى و همچنين در رشته‌هائى از دانش از سرآمدان روزگار خود بوده‌اند از مشوّقان علما و دانشمندان و شاعران و اديبان عربى نيز بوده‌اند ، اين مطلب را در شرح حال خاندانهائى همچون برمكيان و طاهريان و سهل سرخسى و نوبخت و بنى شاكر و خاندان منجم و خاندانها يا افراد بسيار ديگرى از اين رده

--> ( 1 ) . زيدان ، تاريخ اداب اللغه العربيه .